دارها برچیده، خون ها شسته اند…

دیشب بعد از مرور آخرین خبرهای این سال بد، با دو دلهره ی بد، سر کار رفتم. فاطمه پژوه در آستانه اعدام و خبرهای ضد و نقیض اجرای حکم اعدام فرزاد کمانگر… به بچه ها سپردم که پیگیر اخبار باشند، شاید که روزنه ای در این شب سیاه باز شود. ساده لوح بودم که می انگاشتم شب پرستان از چند خط خبر ساده بترسند و پا پس بکشند.
سحرگاه بی رنگ امروز جان بیگناه فاطمه پژوه که قربانی فصل بی چراغ زنان امروز ماست در اوین برای همیشه خاموش شد تا دیگر بار، بی هنگام زنی از وحشت مرگ از جگر برکشد فریاد.
خورشید امروز هم طلوع کرد و ما چشمان اشکبار دختری را دیدیم که مادرش بخاطر تلافی تجاوز ناپدری اش، به قانون کور و نابرابر ما درس یاد داد.
فرزاد اما خورشید را هنوز از پس میله هایی که از هزار توی استنبداد تاریخ پر از رنج و بدبختی ما به حصارش کشیده اند، می بیند و نوبت خویش را به انتظار می کشد و ما هنوز و همچنان دوره می کنیم دیروز را، هنوز را…
شهر ساکت است. دارها برچیده، خون ها شسته اند…

+ اعدام فاطمه حقیقت‌پژوه و ۹ تن دیگر

+ ای هم میهن ، فاطمه پژوه در آستانه اعدام است

+ فاطمه پژوه در آستانه چهارشنبه سرد!

+ برای فاطمه پژوه و دخترانش

۹ Responses to “دارها برچیده، خون ها شسته اند…”

Leave a Reply