عاشورا؛ نمادها و ابهامها

اگر تصمیم بر این باشد که از شیعه در تاریخ یک تصویر منسجم و قابل تشخیص ایجاد کنیم باید نمادهایی که این مذهب از گذشته خویش به ارث برده است و حقانیت خویش را بدانها استوار کرده است را بازخوانی کنیم.

یکی از منابع سرشار نمادها در تاریخ شیعه، واقعه کربلا است که در روز دهم موسوم به عاشورا به اوج خویش که همانا کشته شدن چند الگوی شخصیتی است، میرسد. اکثر قریب به اتفاق شیعیان با برگزاری مراسم عزا و سوگواری در سالگرد این روز آنرا برای خویش زنده نگه داشته اند و اصلی ترین دلیلشان بر این سوگواری، معصومیت و مظلومیت کسانی است که در این روز تاریخی مورد اجحاف قرار گرفته اند. از آنجایی که بقول سنت ژوست “هیچ چیز به گونه ای معصومانه، اخلاقی نیست”، باید به دنبال یک نمود و کارکرد ویژه در این روز باشیم تا بتوانیم ماندگاری ذهنی آنرا در بین شیعیان بنوعی به تفسیری اخلاقی نزدیک نماییم.

در بررسی اتفاقاتی که در روز عاشورا رخ میدهد به نوعی با یک طغیان روبرو هستیم که همانند هر جوشش انسانی شکلی از عشق در آن وجود دارد. کمیت و کنترل پذیری این عشق معمولا مبهم و غیر قابل تعیین است؛ بطوریکه گاهی رستگاری را نیز میتوان از بیدادگری و ستمگری نتیجه گرفت؛ با این وصف نمی توان طغیان و شورش بر آرزومندی مادی و انکار هستی خویش را دلیلی بر حقانیت یک واقعه تاریخی برای الگو شدن دانست. طغیان یا فتحی تمام است همراه با ویرانگری و یا شکستی تلخ همراه با نابود شدن و این بهیچوجه امری حسابگرانه نیست.

در واقع ما در این روز به طرز تلقی خاصی بر میخوریم که خود را تعبیر اراده پیروان می داند و بر اساس نمایندگی از خدا، دادن حکم را یکسره حق خود میشمارد و ریختن خون را نه تنها جایز که موجب رستگاری می داند. به گمانم برای چنین هدفی نماد سازی امری قبول و بدیهی خواهد بود.

نمود دیگری که می توان در گفت و شنودهای این روز دریافت، فتح خویشتن و تاکید بر آزاده بودن است. بنحوی که فتح خویشتن به عنوان یک موجود کاملا مختار و آزاد بسیار سختتر از کارزاری است که در آن با دشمن رویارو در حال جنگ هستیم. در واقع این اولین نماد عقلانی و اخلاقی این روز است که می توان با تکیه بر آن و ادعای نتیجه اخلاقی آن در دراز مدت، پاسداشت عاشورا را توجیه کرد. اما پرسش اساسی این است که رهیافت ما از این روز برای رسیدن به چنین هدفی چگونه می تواند باشد؟ آیا تنها با زنده نگاه داشتن نام یکروز می توان امید داشت که نتیجه متصور آن که تا کنون عقیم مانده است، روزی بارور شود؟

دومین نماد قابل اعتنای این روز، فرمان به کشتن و کشته شدن است. ما در روز عاشورا به یک پارادوکس اساسی مکتبهای حتی انسان محور هم بر میخوریم که “آیا می توان فرمان به کشتن یک انسان داد؟”

شاید خیلیها بخواهند برای این پرسش اساسی ادامه ای بتراشند و بگونه ای پرسش را ادامه دهند که اگر انسانی بخواهد تو را بکشد و یا موجودیت نوع بشر را به تهدید اندازد چطور؟ اما باید گفت که منظور ما از پرسش «آیا می توان فرمان به کشتن یک انسان داد؟» صرفا همین پرسش است نه بیش از این و آنچه از پاسخ ما برای این سئوال مدنظر است نوع نگاه آن مکتب به انسان است.

به عنوان پیشفرض می پذیریم که هیچ انسانی حق کشتن انسان دیگر را ندارد. چون مرتبه هر کدام از ما در هستی یک مرتبه همسان با همنوع ما است و هستی او به هیچوجه در گستره اختیارات اخلاقی ما قرار نمیگیرد که بخواهیم در مورد موجودیتش تصمیم بگیریم.

پس از پاسخ دادن به پرسش اول، می توانیم در مورد پسوندهای سئوالی آن گفتگو کنیم. اگر یک انسان بخواهد موجودیت نوع دیگر را به خطر اندازد، چه باید کرد؟

اگر به کشتن حتی یک انسان به جامعه ایده آل خویش دست یابیم آن جامعه به هیچ روی انسانی نخواهد بود چرا که ما با ریختن خون یک انسان به آن رسیده ایم. اگر با این پیشفرض به تحلیل “سرفرود آوردن در برابر دشمن” دست یابیم، بلا شک خود کشته خواهیم شد و این یعنی نفی خویشتن.

این یک پارادوکس بزرگ برای همه مکتبهایی است که بنوعی میخواهند انسان را به سعادت و خوشبختی برسانند و او را رستگار کنند. در هر دو صورت حداقل یک دسته باید کشته شوند و این طبق اومانیسم جدید، نقض انسانی بودن هدفی است که دو طرف برای آن می جنگند…

عاشورا نه تنها بعنوان یک مکتب خیرخواهانه برای انسان نتوانسته است چاره ای برای این پارادوکس پیدا کند بلکه خود چاره سردرگم کننده ای به نام فدا کردن خویشتن، می اندیشد بطوریکه فرمان بر این است که حتی انسان با فدا کردن خویشتن در جنگی که می داند پیروز نخواهد شد باز هم به رستگاری می رسد!!

این اصلی ترین ابهامی است که می توان از دید انسانی در عاشورا بدان برخورد کرد و یافتن پاسخی برای آن می تواند توجیهی قابل قبول برای پاسداشت این واقعه تاریخی و باز تعریف آن در دوران مدرن باشد. چرا که ما می خواهیم کارکرد این واقعه تاریخی را در دوران مدرن به یاری انسان ببریم.

۱۰ دیدگاه برای “عاشورا؛ نمادها و ابهامها”

  1. محمدغزنویان گفته:

    با سلام به دوست عزیزم.نصور جان من نتونستم به درک درستی از ماهیت مقاله شما برسم.میشه یک واقعه تاریخی رو از زاویه یک ایدئولوژی مورد تحلیل قرار داد اما اینکه اون رو به تناسب معیارها و مولفه های امروز بسنجیم (مثلاً:اومانیسم جدید)یک مقدار بدور از روش علمی تحلیل تاریخه.بخصوص که شما اصرار دارید به نقد محتوای سمبولیک عاشورا بپردازید.در حالیکه خودتون با این کار یک نوع انسان ایدئال انتزاعی رو به مخاطب القا می کنید.در حالیکه عاشورا یک رویداد واقعاً موجوده…تحلیل شما بر اساس این پیش فض قوام گرفته که عاشوار رو از منظر روایت شیعه رسمی مسلم گرفتید در حالیکه این واقعه اصولاً یک نبرد واقعگرای قدرت بوده اگر چه منطق موازنه نیروها در اون نابرابر بوده باشه.نصور جان مگه ما می دونیم که در جنگی که امروز داریم حتماً پیروز میشیم؟؟؟بااین حال چرا داریم تلاش می کنیم؟؟؟اگر واقع گرایی اینکه بدونیم پیروز میشم و نبرد کنیم که این یعنی ما قدرت مسلطیم و داریم با یک اپوزیسیون کوچک می جنگیم!!!

  2. حسام گفته:

    نصور عزیز مطلب بسیار در خور تاملی بود. عاشورا از آن مواردی است که در فرهنگ ما باید بازخوانی و بازاندیشی جدی شود.

  3. سمانه گفته:

    سلام
    پایدار باشید دوست عزیز.

  4. حقیقت تلخ گفته:

    تحلیل بسیار روان شناسانه و انسان گرانه داده اید و بسیار قابل تامل است ..
    اما به نظر من .. جنبه مذهب و نااگاهی و از خود بیگانگی را در این واقعه بررسی نکرده اید ..
    و .. نقش حاکمان تاریخ در گسترش و ماندگاری این عزداری مذهبی که پادشاهان صفوی باشند ..را نیز در نظر نداشته اید ..
    و .. کجای واقعه کربلا و اثر ان به مدرنیسم امروز ربطی دارد..؟
    اگر مدرنیسمی در ایران موجود بود .. کجا حسین شهید خلقهای خاورمیانه می شد ..

  5. پیامبر دیوانه گفته:

    درود نصور عزیز

    و سپاس برای این مطلب
    و برای پایگاه نوزاده‌‌ی رویانز
    عمرش زیر سایه‌ات دراز باد

    شاد زی
    تا آزادی ایران و ایرانی

  6. علی رشوند گفته:

    سلام
    عاشورا در بین فرهنگ غنی شیعه بسیار برجسته است عاشورا همواره به عنوان یک الگوی تما عیار برای مبارزان راه حق بوده و خواهد بودl

  7. مملی گفته:

    سلام
    وبلاگ بدی نداری ( این بدی توضیح داره)
    راستش چند بار بهت سر زدم اما هیچ وقت مطلب هاتو نخوندم
    میدونی وبلاگ روح نداره خیلی خشکه
    شاید به خاطر قالبت و رنگبندیش باشه شاید هم به خاط اینکه کم عکس توی نوشته هات استفاده میکنی باشه .

    امیدوارم از حرف هام ناراحت نشی
    موفق باشی

  8. yashar گفته:

    سلام.چیز مالی نشد ولی به انتقاد های همیشه خوبت بشدت نیاز دارم.
    http://dooman87.blogfa.com/post-12.aspx

  9. reza گفته:

    بادرود
    به نظر من واقعه عاشورا باید در کنار اورینب معشوقه مشترک امام حسین و یزید بررسی بشه تا ما شیعه ها اینقدر بیخود و وحشیانه برا حسین عرب تو سرمون نزنیم
    باتشکر

  10. میلاد گفته:

    تا زمانی که نفسی، امر به کشتن دیگری نکند، کشتن مجاز نیست، ولیکن اگر نفس کشتن رای و عقیده جمع،را به کشتن روا دهد، خویش را متحرک می آمیزد.

دیدگاهی بنویسید