بایگانی برای اردیبهشت

پانوشتهای اردیبهشت

پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

پانوشت یک: هنوز و همچنان زنده ام. می بینم. می شنوم. می نویسم. می خوانم و نگاهم به زمین است.

پانوشت دو: به شمال می روم. صومعه سرا. جایی که رنج زیستن را در آن با دوستانی که اکنون ندارمشان، یاد گرفتم.

پانوشت سه: سیاوش شاملو مرد. یک خاطره موهوم در آن غروب به گمانم پاییزی: سیاوش شاملو، احمد باطبی، محمد غزنویان و یادگارهای گورستان امامزاده طاهر

پانوشت چهار: چای، سیگار، کلوچه

پانوشت پنج: رشت. یک شب بیداری بی درد. کمی آنطرفتر دلارا نقاشی هایش را پای چوبه دار یادگار گذاشت. ما چقدر ساده لوحیم؛ مبارزه اینترنتی، facebook

پانوشت شش: او به اندازه ی یک گلدان هم سبز نبود، من دوست داشتنم را بارور میکنم بی آنکه امید به برگشتنش داشته باشم.

پانوشت هفت: کتابخانه مجازی ام را راه انداختم. کتابهای الکترونیکی تان را برایم بفرستید و از کتابهای آنجا هر چه خواستید بردارید.

پانوشت هشت: قلعه رودخان. سربالایی که بروم عاشق خواهم شد؛ می دانم.

roudkhan_castle

پانوشت نه: بهروز جاوید تهرانی را می شناسم و خیلی ها را هم نه. درد من اینست که کاری نمیکنم.

پانوشت دهم خود تویی که مرا به درخت و آب و آتش پیوند زده ایی…

بسان رود که در نشیب صخره سر به سنگ میزند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش