<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.1" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>.: الفبای سرخ :.</title>
	<link>http://blog.nasour.net</link>
	<description>نگاه نصور نقی پور به انسان، اجتماع و فرهنگ</description>
	<lastBuildDate>Fri, 18 Sep 2009 03:05:05 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>طاقت بیار رفیق&#8230;</title>
		<description><![CDATA[سلام دور و دیر و دردناک مرا از پس یک تنهایی تاریخی بشنو
از پس قرنها سکوت و سر در مغاک فرو بردن و در خویش هم دم نزدن با تو که صدای بغضهای هزارساله ی منی، حرف می زنم.
لحظه ای زخمه های به ارث برده از دخمه های زندانت را فراموش کن و به حرفهای [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/06/taghat_biar_rafigh</link>
			</item>
	<item>
		<title>پایان</title>
		<description><![CDATA[به من گفت: بیا
به من گفت: بمان
به من گفت: بخند
به من گفت: بمیر
آمدم!
خندیدم!
ماندم!
مردم!
&#8220;ناظم حکمت&#8221;
]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/06/payan</link>
			</item>
	<item>
		<title>آیا ما خاموشیم؟</title>
		<description><![CDATA[این روزها پرسش اساسی جامعه این است که آیا در انتخابات شرکت میکنی؟ به چه کسی رای می دهی؟
من نیز مثل همه ی شما با این دو پرسش مواجه شده ام و دوست دارم در این لحظه که خیلی از تب و تابها فروکش کرده به آنها پاسخ دهم.
بحث نافرمـانی مدنی یا عدم شرکت در [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/03/aya_ma_khamoushim</link>
			</item>
	<item>
		<title>پانوشتهای اردیبهشت</title>
		<description><![CDATA[پانوشت یک: هنوز و همچنان زنده ام. می بینم. می شنوم. می نویسم. می خوانم و نگاهم به زمین است.
پانوشت دو: به شمال می روم. صومعه سرا. جایی که رنج زیستن را در آن با دوستانی که اکنون ندارمشان، یاد گرفتم.
پانوشت سه: سیاوش شاملو مرد. یک خاطره موهوم در آن غروب به گمانم پاییزی: سیاوش [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/02/panevesht_ha_ye_ordibehesht</link>
			</item>
	<item>
		<title>اینجایم من؛ بر تلّی از خاکستر</title>
		<description><![CDATA[اینجایم من؛ در چند قدمی کارگری که وقت پا به ماه همسر باردارش از کار اخراج می شود.
اینجایم من؛ کنار رفیقی که بر بساط بافور و تریاک، جوانی اش را به مسلخ نشئه گی و اعتیاد می برد.
اینجایم من؛ همسایه ی معلمی که به جرم واگویه ی داستان ماهی سیاه کوچولو محکوم به اعدام می [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/01/bar_khakestar</link>
			</item>
	<item>
		<title>این روزها&#8230;</title>
		<description><![CDATA[این روزها من هم مثل همه ذرات بهار بی قرار لحظه ها و ثانیه ها هستم.
این روزها سیگار می کشم و کلوچه می خورم. بی هوا قدم می زنم و دنبال جای پای ترانه های قدیمی در ذهنم می گردم.
این روزها دلم برای دوستان از دست داده ام تنگ می شود. حوصله ی کتابهایم را [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1388/01/in_rouzha</link>
			</item>
	<item>
		<title>بی تعارف با رپ</title>
		<description><![CDATA[نمیتوانم اعتراف نکنم که دیشب برای اولین بار خلوت تنهایی ام را به موزیک رپ سپردم و وقتی به خودم آمدم که صبح شده بود و من هر ترانه ی بیدار شاهین نجفی را برای چندمین بار می شنیدم&#8230;
ترانه ی وطن را با هم بشنویم:
http://www.nasour.net/music/dl/shahin_najafi/tapesh_2012/VATAN.mp3
]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1387/12/ba_rap</link>
			</item>
	<item>
		<title>بالاترین؛ یعنی همه ی ما</title>
		<description><![CDATA[از صفحه ی عزیز در فرندفید براحتی می شود فهمید که بالاترین هک شده است.
اینکه هک هم از نظر اخلاقی و هم از نظر حرفه ای در دنیای فناوری اشتباه و مذموم است، حرفی نیست ولی اینکه چقدر به بالاترین ارزش خواهیم داد، تا برای وب فارسی باقی بماند چطور؟
شاید بیشتر شما هم با من [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1387/11/balatarin</link>
			</item>
	<item>
		<title>شب و رویانز و جریمه شهیار</title>
		<description><![CDATA[بوی باران می دهم. تازه از تو برگشته ام، نادیده ی خوب.
رویانز من چشم گشوده ست و تن باران خورده ام را به یک شعر قدیمی می سپارم که پیشترها گفته بودم.
راستی یادتان نرود آن پایین هم از شهیار بشنوید&#8230; آه چقدر جریمه نوشتیم
من، امشب؛
نظاره گر همه ی تصویرهای همخوابگی
و بند شلوارم را با اخلاق [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1387/11/shab_royanz_jarime</link>
			</item>
	<item>
		<title>عاشورا؛ نمادها و ابهامها</title>
		<description><![CDATA[اگر تصمیم بر این باشد که از شیعه در تاریخ یک تصویر منسجم و قابل تشخیص ایجاد کنیم باید نمادهایی که این مذهب از گذشته خویش به ارث برده است و حقانیت خویش را بدانها استوار کرده است را بازخوانی کنیم.
یکی از منابع سرشار نمادها در تاریخ شیعه، واقعه کربلا است که در روز دهم [...]]]></description>
		<link>http://blog.nasour.net/1387/10/ashoura</link>
			</item>
</channel>
</rss>
